محمد تقي جعفري
51
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
باشد كه مبدء حركت انسان به سوى آن هدف است ، زير قانون هدف مىگويد : انسان خود آگاه در مجراى حيات كه مبنايش بر تكامل است ، هدفهاى خود را برتر و عالىتر از موقعيتهايى كه از آنها عبور مىكند ، قرار مىدهد . آيا با نظر به اين قانون ، مىتوان آن خود ايده آل را كه از ورود به منطقهء ارزشها منصرف شده پديدهها و فعاليتهاى حيات طبيعى را هدف قرار داده است ، جوياى تكامل ناميد . بنا بر اين هيچ مسيرى براى تكامل حيات آدمى جز حركت از ميدان مواد طبيعى و ورود به منطقهء ارزشها كه تحصيل عناصر پايدار روح است ، وجود ندارد . اين عناصر پايدار كه فوق حركت و سكون است ، در صورت داشتن ارزشهاى انسانى تكاملى ، راه را به منطقهء جاذبهء ربوبى باز مىكنند . براى كسى كه حيات با اين مسائل تفسير شده است ، همهء شئون و پديدهها و فعاليتهاى آن ، امور گذرانى هستند كه در صورت ناب وارد قلمرو حيات مىگردند . آرامش و ترس ، لذت و الم ، پيروزى و شكست . . . همه و همه بدون اين كه موجب شكست مديريت هدف دار خود ايده آل بوده باشند ، لحظاتى سطح ظاهرى روان را اشغال نموده سپس به واقعيات پايدار در قلمرو روان مبدل مىگردند . پس انسان پويا در مسير كمال پديدهها و فعاليتهاى حيات را ، نه مبناى حيات مىداند و نه هدف آن ، چنان كه يك باغبان پديدهها و خواص آب و خاك و اشعهء خورشيد را نه مبناى اصلى فعاليت خود مىداند و نه هدف آن ، زيرا هدف او از تنظيم آن عوامل بوجود آوردن گل است ، نه يك مشت خاك . اين تفسير كه در بارهء حيات گفتيم ، مىتواند در سرتاسر نهج البلاغه در جملاتى كه امير المؤمنين عليه السلام در بارهء شئون و پديدهها و فعاليتهاى حيات خود ابراز مىدارد ، مورد استفاده قرار بگيرد . بيم و هراس من در بارهء انسانها است از مباحث گذشته روشن مىشود كه امير المؤمنين عليه السلام از چه مىترسد ، بيم و هراس اضطراب انگيز او از چه عاملى سرچشمه مىگيرد . بيم و هراس او ناشى